زندگی در عصر الگوریتم‌ها

فروشگاه اینترنتی کالا شصت و شیش
7 تیر 1405
زندگی در عصر الگوریتم‌ها

سایه‌های نامرئی: زندگی در عصرِ نفوذِ الگوریتم‌ها

صبح که از خواب بیدار می‌شویم، اولین چیزی که لمس می‌کنیم یک «پیشنهاد» است. خبری که در صفحه گوشی ظاهر می‌شود، مسیری که نقشه به ما پیشنهاد می‌دهد تا از ترافیکِ لعنتیِ صبحگاهی فرار کنیم، و حتی موسیقی‌ای که بی‌دلیل در گوشمان پخش می‌شود؛ ما فکر می‌کنیم انتخاب کرده‌ایم، اما حقیقت این است که ما در شبکه‌ای از تصمیماتِ از پیش تعیین شده زندگی می‌کنیم. این، چهره‌ی واقعی هوش مصنوعی است که دیگر نه در آزمایشگاه‌ها، بلکه در گوشت و پوستِ زندگیِ روزمره ما تنیده شده است.

بزرگترین خطای ما این است که هوش مصنوعی را به چشم «ابزار» می‌بینیم؛ چیزی شبیه به یک چکش یا ماشین‌حساب. اما واقعیت این است که این فناوری، یک «محیط» است. درست مثل هوا که در آن نفس می‌کشیم و گاهی فراموش می‌کنیم وجود دارد، الگوریتم‌ها هم در پس‌زمینه افکار و رفتارهای ما جاری‌اند. وقتی پزشک با کمک یک سیستم پیشرفته، تصویری را تحلیل می‌کند که چشم انسان از دیدنِ جزئیاتِ آن عاجز است، ما داریم به معنای واقعیِ کلمه، «سقفِ توانایی‌های بشری» را جابه‌جا می‌کنیم. این معجزه است یا تهدید؟ مرز بین این دو، بسیار باریک‌تر از آن چیزی است که تصور می‌کنیم.

بحث بر سر این نیست که آیا ماشین‌ها جای ما را می‌گیرند یا نه؛ بحث بر سر این است که ما چقدر از «قضاوتِ انسانی‌مان» را به ماشین‌ها واگذار کرده‌ایم. در کلاس‌های درس، جایی که سیستم‌های آموزشی به دانش‌آموز می‌گویند چه بخواند و چگونه بیاموزد، شاید ما داریم «مسیرِ اکتشاف» را از او می‌گیریم. در دفاتر کار، وقتی هوش مصنوعی تکرارها را حذف می‌کند، آیا ما داریم بهره‌وری می‌خریم یا داریم خلاقیتِ انسانی را به خمودگیِ ماشینی می‌فروشیم؟

نکته‌ی آزاردهنده اما جذابِ این ماجرا، «حریم خصوصی» است. ما در معامله‌ای نانوشته، راحتی‌مان را با شفافیتِ زندگی‌مان تاخت زده‌ایم. سیستم‌هایی که می‌دانند چه می‌خریم، چه می‌بینیم و چه فکر می‌کنیم، حالا نه تنها رفتارِ ما را پیش‌بینی می‌کنند، بلکه می‌توانند آن را جهت‌دهی کنند. این یک نظارتِ نامرئی است که هیچ زندانی ندارد، اما همه‌ی ما را در بر گرفته است.

با این‌همه، نمی‌توانیم منکرِ زیباییِ این عصر شویم. اینکه یک نفر در دورافتاده‌ترین نقطه جهان می‌تواند با کمک این ابزارها، محتوایی خلق کند که صدها هزار نفر را خیره کند، یعنی ما در عصرِ «دموکراتیک شدنِ خلاقیت» زندگی می‌کنیم. دیگر برای ساختن، نیاز نیست غول‌های رسانه‌ای پشتِ شما باشند. کافی است با هوش مصنوعی رفیق باشید تا به رویاهایتان شکل بدهید.

در نهایت، ما در دوراهیِ سختی هستیم. یا باید تماشاگرِ منفعلِ این تغییر باشیم و بگذاریم ماشین‌ها برایمان «تصمیم» بگیرند، یا باید یاد بگیریم که چگونه «معماری» کنیم. هوش مصنوعی قرار نیست جایگزین انسان شود، مگر اینکه ما خودمان اجازه دهیم «عمقِ انسانی‌مان» را فدای «سرعتِ ماشینی» کنیم. آینده‌ی زندگی، در دستانِ کسانی است که می‌دانند چطور از این ابزارِ بی‌رحم، برای ساختنِ دنیایی انسانی‌تر استفاده کنند. این یک بازیِ قدرت است؛ قدرتِ کنترلِ تکنولوژی، پیش از آنکه تکنولوژی، کنترلِ ما را در دست بگیرد.

ارسال بازخورد
  • - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
  • - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
  • - لطفا فارسی بنویسید.
  • - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
  • - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد
 
 
 
(بعد از تائید مدیر منتشر خواهد شد)
 
 
 
    پیشنهادهایی برای شما
    پیشنهادهایی برای شما